به نام خدا
حلاج در تاریخ اسلام در آثار سخن سرایان عرب ایرانی هندو ومالزیایی نماینده ی راستین عاشق کامل خداست که بخاطر فریاد انا الحق که درحال سکر بر اورد به چوبه دارش کشیده شد.
زندگی حلاج به روایت پسرش حمد:
حسین بن منصوردر قرن سوم در بیضا (فارس)به دنیا آمددر تستر پرورش یافت ودو سال در زمره ی شاگردان سهل بن عبدالله تستری تلمذ کرد .سپس به بغدادرفت پس ازآن به بصره رفت وبه جست جوی عمروبن مکی وجنید بن محمد برخاست و هشت ماه در خدمت عمرو بود پس از اتفاقاتی حلاج عزم زیارت مکه کرد وبا جمعی از فقرای صوفی یک سال در مکه ماند بعد به بغداد رفت و از جنید سوالی کرد وجنید پاسخ او را نداد واین مساله را در خور مدعیان قشریون دانست حلاج ازاین حادثه ناراحت شد وبه تستر بازگشت ودو سال آنجا ماند پس از آن بدلیل فشارهای عمروبن عثمان لباس صوفیان را از تن دراورد وبا مردم عادی به حشرونشر پرداخت. او به سفرهای زیادی می رفت ومردم را به خدا میخواند پس از بازگشت از سفر مکه احوالش دگرگون شد ودر میان مردم به موعظه پرداخت ودر آخر محمدبن داود با گروهی از فقیهان بر ضد او برخاستند وروش او را محکوم کردند بعدها اورا به دلیلی که ابتدا بیان شدزندانی کردند وبه دار آویختندوبعد گردنش را قطع کردند و پیکرش را در بوریا پیچیدند وبر آن نفت ریختند وسوزاندندو خاکسترش را بر بالای مناره بردند تا باد به هر سوی بپراکند.
درباره ی انا الحق گفتن حلاج نظرات متفاوتی بیان شده :
پسرش می گوید شنیدم که ابراهیم فاتک یکی از شاگردان پدرم می گفت سه روز پس از اعدام حلاج پروردگار را در خواب دیدم از او پرسیدم بارالها حلاج چه کرده است او به من گفت من حقیقت را بر او جلوه گر ساختم ولی او به حساب خود مردم را اینچنین به خدا خواند پس من هم کیفری را که می بینی به او دادم.
گروهی دیگر گفته اند :عارف در حا ل شهود جمال حق از خود بی خود می شود کلیه تعینات ومظاهر خارجی وجود را نمی بیند وگناه او تنها فاش کردن اسرار است. نظر خواجه نصیر طوسی :او حلاج را ولی خدا می دانست و وجد و خلسه ی حلاج به نظرش مشرب فلسفی ومذهب حکمی او را در باب یکی دانستن خدا با عقل محض ومطلق تایید میکرد.ملا صدرا شیخ بهایی میر داماد محسن فیض هم حلاج را تکریم می کردند.
بسیاری دیگر از علمای شیعی از جمله حر عاملی مقدس اردبیلی علی بن موسی بابویه پدر شیخ صدوق مخالف او بودند. نظریه امام خمینی در مورد حلاج:
وی پس از نقل داستانی از بیابان گردی حلاج وابراهیم خواص می فرماید :این دو مرد جاهل به مقام توحید وتوکل بودند زیرا قلندری وصحرا گردی را با مقام توکل اشتباه کردند وترک سعی واز کار انداختن قوایی را که حق تعالی عنایت فرموده به خرج توحید وتوکل گذاشتند امام در دیوانش می گوید :
از صوفی صفا ندیدم هرگز وین طایفه من وفا ندیدم هرگز
زین مدعیان که فاش انا الحق گویند با خود بینی فنا ندیدم هرگز
برخی می گویند دلیل اینکه حلاج بجای عبدالله انا الحق گفته اینست که در عبد الله نوعی انانیت وخود وجود دارد ولی انا الحق مقام فناست وانانیتی ندارد اگر سوال شود در انا الحق هم انا ونشان از منیت است جواب چیست میگویند خداوند از زبان حلاج انا الحق را گفته!!!
منبع :مصایب حلاج لویی ماسینیون وحلاج هربرت و.میسن
+ نوشته شده توسط ب. حیدرنژاد در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت
0:42 قبل از ظهر |